درباره عشایر کوهگیلویه -بویراحمد و ممسنی

ابوذر همتی*

والتر بارینگ از مأموران حکومت انگلستان از سال 1879 تا 1882 میلادی در زمان ناصرالدین شاه قاجار در ایران مشغول به خدمت بود. وی همراه با کاپیتان ولز در سال 1261 شمسی (1299 ق. 1882/1881م.) حدود 134 سال پیش، مسیر شوشتر به دزفول، بهبهان و شیراز را پیمود و شرح مسافرت خود را یادداشت نمود.

بارینگ در ماه دسامبر از منطقه کوهگیلویه و ممسنی عبورکرد و بخشی از گزارش سفر او اشاره کوتاهی به عشایر و فهرست خوانین طوایف منطقه می باشد که برای اطلاع علاقمندان به موضوع، گزیده مطالب مربوطه را از صفحات 19، 20 و22 متن انگلیسی به فارسی ترجمه کرده ام.(1)

ترجمه:

ایل کوهگیلو قبیله اصلی اطراف بهبهان است، که به دو قسمت بزرگ پشت کوه و زیرکوه تقسیم می شود و دربردارنده  طوایف زیر است:

طوایف پشت کوه:

باوی - رئیس: نجفقلی خان(2)

بویراحمد (سرحدی و گرمسیری) - رئیس: ولی خان و حسین خان

دهدشت - در حال حاضر خان ندارد

چروم - رئیس: محمدعلی خان

نویی - رئیس: عباس خان

دشمن زیاری - رئیس: رستم خان

طیبی (سرحدی و گرمسیری) - رئیس: میرعلی خان و حسینعلی خان

بهمئی (سرحدی و گرمسیری) - رئیس: محمدحسین خان و جعفرخان

طوایف زیرکوه:

یوسفی - رئیس: جعفرخان

آغاجری - رئیس: حاجی بمونی

زیدون - رئیس: کامحمدباقر

بندردیلم - رئیس: عبدالله خان

معمولا قبایل نامبرده دائماً باهم بر سر چراگاه درگیر هستند. همچنین منازعات خونینی باهم دارند و تمایلی به اطاعت از رئیس واحدی ندارند و اداره کردن آنها مشکل است. کوهگیلویی ها از سمت شیراز با ممسنی ها، از شمال و شمال شرق با قشقاییها و بختیاریها و از سمت غرب و شمالغرب با اعراب هم مرزاند. تعدادی از قبایل مذکور تحت فرمان حکومت خوزستان و برخی تحت حکومت فارس اند. من نمی توانم با اطمینان آمار دقیقی از تعداد کل نفرات طوایف ارائه دهم. قبایل جنوب ایران را می توان به سه گروه بزرگ تقسیم کرد. لرها: شامل بختیاری، کوهگیلویه و ممسنی که به لهجه لری با ویژگی های متفاوت محلی صحبت می کنند. قبایل ترک زبان شامل قشقایی و بهارلو. و گروه کوچ نشینان عرب. با اعراب هیچگاه برخوردی نداشته ام، آنها در زمستان به طرف لار و بندرعباس می روند و در تابستان به سوی بوانات. گفته می شود که به لهجه عربی آمیخته ای صحبت می کنند و حدود 12000 فامیل می باشند. جمعیت قشقایی ها حدود 50000 خانوار است.

ایل ممسنی

تل اسپید، اولین دهکده ممسنی است که ما وارد آن شدیم. دراین دهکده برج چهارگوشی که دارای سوراخ های دیده بانی است بر بالای تپه ای قراردارد، و اطرف آن را خانه ها احاطه کرده است. در هر روستای ممسنی یکی یا تعداد بیشتری از این برجها دیده می شود. در تل اسپید نهر آبی است که از میان کشتزارهای برنج می گذرد. ممسنی که از اینجا تا شیراز ادامه دارد دارای طوایف زیر است:

رستم - رئیس: الله قلی خان

بکش - رئیس: شریف خان

جاوی - رئیس: محمدعلی خان

فهلیون - رئیس: میرزاهادی

دشمن زیاری - رئیس: مرادقلی خان

مم صالح - رئیس: علی خان(3)

ممسنی ها همیشه به خاطر گردنکشی مشهور بوده اند و تا گذشته نه چندان دور مسافرت از منطقه آنها امکانپذیر نبود. با این وجود فرهادمیرزا شاهزاده حاکم بر فارس این مردم سرکش را مطیع کرد و در حال حاضر آمدورفت از این ناحیه  نسبتاً ایمن است. به نظر می رسد ممسنی ها از یک نژاد عالی هستند. خصوصیات بسیاری از آنها بطور شگفت انگیزی شبیه ایرانیان باستان است که در تخت جمشید به تصویر کشیده شده اند. گویی کدخدای تل اسپید از درون یکی از این حجاریها به بیرون گام نهاده است.

*عضو هیئت علمی دانشگاه

پی نوشت ها:

1-Report on a Journey to Shushtar, Dizful, Behbehan, and Shiraz by Walter Baring, Tehran 24 January 1882

2-گزارش بارینگ حدود پنج سال قبل از تالیف جلد دوم فارسنامه ناصری بوسیله فسائی تهیه شده است. به همین دلیل  تفاوتهایی بین گزارش بارینگ و فسائی در تقسیم بندی منطقه کوهگیلویه همچنین اسامی برخی خوانین وجود دارد. در فارسنامه ناصری، خان ایل باوی حسینقلی خان نام دارد. به گفته  بارینگ، حسینقلیخان خان باوی به علت شورش، به وسیله  نصیرالملک تحت تعقیب بود و به بصره گریخت. طبق گفته نویسنده، برادر خان باوی سه مرد را نابینا کرده بود و به دستور نصیرالملک اعدام گردید. ظاهراً علت شورش حسینقلی خان اعدام برادرش بوده که بعداً بخشیده شده و مجدداً در مقام خانی ابقا گردید.

3-طایفه مماصالح، مم صالح (محمدصالحی) از طوایف قدیمی ممسنی است که تا زمان ناصرالدین شاه خوانینی داشتند و  بتدریج تضعیف و ساختار ایلی آن متلاشی شد و بسیاری از خانوارهای آن به خارج از ممسنی مهاجرت کرده اند. فارسنامه ناصری از خان وطایفه مماصالحی نامی نبرده است. بخش بزرگی از ناحیه کمهر و کاکان در مالکیت خوانین مماصالحی بود که در هنگامه فشار حکومت قاجار بر ایل ممسنی، خوانین کشکولی آن را به بهای اندکی خریده و تصاحب کردند.

توضیح: در ماه ربیع الثانی سال 1298 ق. سلطان مسعودمیرزا ظل السلطان فرزند ناصرالدینشاه حکومت فارس را علاوه بر حکومت چندین ایالت دیگر ایران دراختیار گرفت. ظل السلطان حکومت فارس را به فرزند خردسالش جلال الدوله سپرد و میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان را وزیر و نایب الحکومه او  قرارداد. صاحب دیوان برادر خودش میرزاحسنعلی خان نصیرالملک را به حکومت بهبهان و کوهگیلویه منصوب کرد. والتر بارینگ در سال 1299 در زمان ریاست حاکمان نامبرده از شوشتر به شیراز سفرکرد. حکومت ایل قشقایی را سلطان محمدخان ایلخانی و ایلات خمسه را میرزاعلی محمدخان قوام الملک اداره می کردند.

منابع توضیح: 1-فارسنامه ناصری، تالیف میرزا حسن فسائی، جلد اول و دوم 2-فارس در عصر قاجار، تالیف حسن امداد. (تصاویر حکام از کتاب فارس در عصر قاجار است)