سد پارسیان (گورک) و لزوم احداث آن
ابراهیم شاه قاسمی*
در شماره پیشین نشریه فراسو، مطلبی تحت عنوان "آیا سد پارسیان باعث توسعه شهرستانهای ممسنی و رستم خواهد شد؟" به قلم جناب آقای پرویز غلامی درج گردیده که لازم دانستم مواردی را در این ارتباط به سمع و نظر هم محلیهای عزیزم برسانم. موضوعات مطرح شده توسط نویسنده ضمن مختصر بودن دربرگیرنده مسائل گستردهای هستند که پاسخگوئی به همه آنها نیازمند صرف وقت و حوصله بسیار است. لذا هم بدلیل تخصصی بودن موضوع و هم بدلیل محدودیتهای حجمی از نقطه نظر انتشار آن، جهت روشن شدن افکار هم محلیهای علاقمند به موضوع، تا جایی که امکان داشته باشد، با رعایت اختصار، مواردی را طرح مینمایم. بدیهی است در صورت لزوم و صلاحدید عزیزان دستاندرکار انتشار نشریه، این موضوع را در سطح گسترده تری و بصورت سری در چند شماره پیاپی میتوان مطرح نمود. بنابراین سعی میشود در ابتدا موضوع لزوم سدسازی و ارتباط آن را با مسائل زیست محیطی مورد نظر ایشان به شکل کلی طرح نمایم تا زمینه لازم برای ورود به موضوع بحث که سد پارسیان است فراهم گردد.
بدلیل حساسیت موضوع سدسازی و فراگیر شدن آن در سطح کشور، در طول یکی دو سال گذشته و بخصوص پس از کم و بیش خشک شدن دریاچه ارومیه، مباحث زیادی مطرح گردیدهاند. حتی اخیراً (اواخر سال گذشته)، نشستی تحت عنوان «سدسازی آری یا نه» در دانشگاه تهران تشکیل گردید که دو سازمان یعنی وزارت نیرو بعنوان متولی سدسازی و سازمان حفاظت محیط زیست بعنوان مخالف به مناظره نشستند. ماحصل این نشست و نقطه نظرات موافق و مخالف هم در نشریه "زمین سازه، دو ماهنامه خبری- تحلیلی در زمینه فنی و مهندسی، سال دوم، شمارههای 18 و 19 و هم نشریه شماره 64 مهاب قدس، فصلنامه خبری- آموزشی ویژه نامه پائیز و زمستان 1393" به تفصیل آمده است. لذا علاقمندان عزیز را برای پیگیری بیشتر به این نشریات ارجاع میدهم.
بحران کم آبی:
بنابر آمار و گزارشهای موجود، تعداد دوسوم از کشورهای جهان تا سال 2025 میلادی، دچار تنش شدید آبی خواهند شد. بنا به گزارش شورای جهانی آب از میان عوامل مختلف سه عامل در افزایش تقاضا برای آب تاثیر عمده و تعیین کننده دارند. این سه عامل عبارتند از:
1- افزایش جمعیت
2- توسعه کشاورزی و صنایع
3- نیاز به غذای بیشتر.
ایران با قرارگرفتن بر روی کمربند خشک نیم کره شمالی، دارای نزولات جوی کم، پوشش گیاهی ضعیف و نتیجتاً منابع آبی بسیار ناکافی است. اقلیم ایران در مقایسه با اقلیمهای باران خیز دنیا، دارای پیچیدگیها و ویژگیهای زیادی از قبیل تنوع فراوان اقلیمی، جغرافیایی، فیزیوگرافی و... است. جدا از مناطق کویری خالی از سکنه که سطح گستردهای از کشور را تشکیل میدهند، حتی در نواحی مسکونی از جمله بخشهای جنوبی و بخصوص جنوب شرقی کشور، مقدار نزولات جوی در هر سال در محدوده 50 میلیمتر است در حالیکه شرایط اقلیمی در همین محدوده به گونه ای است که پتانسیل تبخیر سالانه بالغ بر 4500 میلیمتر میباشد. موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی نامساعد (از جمله بادهای معروف به 120 روزه در محدوده هامونهای هیرمند، صابوری و پوزک در اطراف زابل) در کویرهای مرکزی باعث گردیده تا حدود 80 درصد از 164 میلیون کیلومتر مربع مساحت کشور، دارای شرایط خشک و نیمه خشک باشد.
پراکنش جمعیت در نقاط مختلف کشور ناموزون و تابعی از شرایط پیچیده متغیرهای مختلف اقلیمی، اقتصادی و نیز سیاسی است. این جمعیت ضمن نامناسب بودن توزیع آن در سطح کشور، بطور مرتب نیز در حال افزایش است. جمعیت از 24 میلیون نفر در سال 1355 به حدود 80 میلیون نفر در سال 1393 افزایش یافته است. بعبارت دیگر در یک دوده 38 ساله به 3/3 برابر رسیده است و این در حالی است که تاکنون 42 کشور جهان به ثبات نسبی جمعیت دست یافته اند. رشد طبیعی جمعیت در این گونه کشورها ایستا گردیده یا نرخ اندکی دارد. این کشورها عمدتاً در اروپا و تعدادی مانند کره و ژاپن در آسیا میباشند.
متوسط بارندگی سالانه کشور از یک سوم مقدار متوسط جهانی کمتر و شدت تبخیر نیز از سه برابر متوسط جهانی بیشتر است. 30 درصد منابع آب کشور در 5 درصد مساحت حوضههای آبریز از جمله کارون، دز، کرخه، جراحی و هندیجان و 70 درصد باقیمانده در سطح 95 درصد مساحت کشور توزیع شده است. علاوه بر توزیع نامناسب مکانی بارندگیها، توزیع زمانی بارندگیها نیز بسیار نامناسب است. بارندگیها در کشور ما بجز نواحی ساحلی بحر خزر عمدتاً در فصل زمستان و بعضاً اواخر پاییز و اوائل بهار بوقوع میپیوندند.
این توزیع نامناسب مکانی و زمانی در کشور بناچار شرایطی را دیکته مینماید که باید با ذخیره سازی آب در مکانهای پرآب و انتقال آن به مناطق کم آب در زمانهای مورد نیاز، معضل کمبود آب را در بخشهای مختلف شرب، صنعت و کشاورزی حل نمود.
کل پتانسیل آب کشور حدود 120 تا 130 میلیارد مترمکعب تخمین زده میشود. از مقدار کل پتانسیل آبی کشور، حدود 104 میلیارد متر مکعب، معادل حدود 80 درصد کل، برای مصارف کشاورزی، صنعت و نیازهای شهری برداشت میشود. از 104 میلیارد متر مکعب آب مصرفی، حدود 57 میلیارد متر مکعب آن از منابع زیرزمینی و 47 میلیارد مترمکعب از منابع سطحی تامین میگردد. پتانسیل کل آب کشور برای هر نفر در سال 1355 حدود 3600 مترمکعب (بیش از 2 برابر استاندارد سازمان ملل در مرز تنش آبی) بوده در حالیکه در حال حاضر با فرض ثابت بودن پتانسیل کل، این مقدار به حدود 1350 مترمکعب برای هر نفر در سال رسیده است که 20 درصد پایینتر از مرز تنش آبی است. به بیان دیگر بدلیل هم زمانی افزایش پیوسته جمعیت و افزایش متوسط مصرف سرانه آب از یک طرف و کاهش پیوسته مقدار آب قابل استحصال از طرف دیگر و مقایسه نتایج بررسی با استانداردهای جهانی، نشان دهنده این واقعیت تلخ است که کشور ما حتی در حال حاضر وارد فاز تنش گردیده و اگر این مقدار به کمتر از 1000 مترمکعب در سال برای هر نفر کاهش یابد، وارد فاز بحران جدی آب خواهیم شد، موضوعی که با روند فعلی افزایش جمعیت وقوع آن دور از انتظار نخواهد بود.
از دیدگاهی دیگر و بر اساس استانداردهای جهانی، اگر کشوری بیش از 40 درصد منابع آبی خود را برای اهداف گوناگون و به هر شکل مصرف کند، آن کشور در فاز تنش آبی ارزیابی میگردد. ایران در حال حاضر با مصرف بیش از 80 درصد منابع آب خود، مدتهاست که وارد فاز تنش آبی گردیده و در شرایط کم آبی قرار دارد. با توجه به حجم ذخیره کشور در مقطع کنونی که حدود 45 میلیارد مترمکعب است، سرانه ذخیره حدود 600 متر مکعب میباشد، در حالیکه این مقدار در کشور ترکیه حدود 1730 مترمکعب و در چین علیرغم جمعیت فوقالعاده زیاد آن حدود 2850 مترمکعب است. البته باید توجه داشت که 100 درصد آب مصرفی فقط محدود به آب قابل استحصال در مرزهای جغرافیایی کشور نمیگردد. در عمل با واردات مواد مصرفی، مقداری آب به عنوان "آب مجازی" نیز وارد کشور میگردد. بعنوان مثال با احتساب متوسط سرانه واردات محصولات غذایی در سالهای اخیر به میزان حدود 220 کیلوگرم، میتوان متوسط واردات سالانه مواد غذایی را نزدیک به 20 میلیون تن برآورد کرد. با توجه به اینکه برای تولید یک کیلوگرم شکر 1800 لیتر آب، یک کیلوگرم گندم حدود 1000 لیتر، یک کیلوگرم گوشت، حدود 16000 لیتر یک کیلوگرم برنج حدود 2500 لیتر آب مصرف میشود، مقدار آب وارداتی را نیز میتوان با مقدار واردات این محصولات و البته سایر محصولات کشاورزی تخمین زد. بدیهی است بغیر از آب مصرفی برای محصولات کشاورزی، آب مصرفی برای سایر واردات از جمله منسوجات، اتوموبیل، لوازم الکترونیکی و برقی، لوازم صنعتی و... را نیز باید اضافه نمود.
با پذیرش این واقعیت که بحران کم آبی و کمبود آب کشور، بیشتر ناشی از بحران بی کفایتی و ناکارآمدی مدیریت آب بوده است، میتوان واردات آب مجازی را به عنوان یک راه حل موقت و کوتاه مدت پذیرفت. روشن است که مطالعات علمی و کارشناسی جامع و مبتنی بر واقعیت و در چارچوب آمایش سرزمین، مانع خواهد شد که افزایش جمعیت و ادامه واردات آب مجازی، کشور را درگیر بحرانهای پیچیده و تازهای کند.
محیط زیست:
موضوع محیط زیست و رابطه آن با کیفیت زندگی امروزه بشر، اگر تا چند سال قبل (بخصوص در کشور ما) جزو موضوعات لوکس به حساب میآمد، امروزه بر هیچ کس اعم از غربی و شرقی، شمالی و جنوبی، توسعه یافته و توسعه نیافته پوشیده نیست. خوشبختانه حساسیتها به درستی برانگیخته شده و از هر گونه نظر و انتقادی نظیر آنچه که جناب آقای غلامی مطرح نمودهاند باید استقبال نمود.
براساس گزارش شاخص پایداری محیط زیست، ایران در سال 2005 در بین 146 کشور رتبه 132 را کسب نمود و در سال 2006 در بین 133 کشور رتبه 53 و در سال 2008 در میان 149 کشور رتبه 67 و در سال 2012 در میان 132 کشور جهان با 61 رتبه سقوط نسبت به رتبه 53 در سال 2006 در رتبه 114 قرار گرفت.
امروزه موضوع حفظ محیط زیست در ایران، به یکی از اصلیترین دغدغههای کارشناسان کشور تبدیل شده است زیرا علیرغم همه گونه تلاش برای حفاظت از محیط زیست، این مقوله متاسفانه از سوی دولتمردان و مسئولین در حاشیه قرار گرفته است. در کشورهای پیشرفته، امروزه علاوه بر NGOهای متعدد، سازمانهای متولی حفظ محیط زیست از توانمندیهای اجرایی و نیز حقوقی بسیار بالائی برخوردارند. بعنوان مثال یکی از این سازمانها، سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) است که از قدرت اجرایی بالایی برخوردار است. در همه حوزههای محیط زیستی و از جمله در ارتباط با منابع آبهای سطحی و زیرسطحی، حفظ پارامترهای کمی و کیفی آب رودخانهها، توسط قوانین بسیار سختگیرانه همراه با جرائم سنگین توسط این سازمان کنترل میگردد. مثلاً در ارتباط با آب جاری در رودخانهها تحت شرایط متفاوت، ضوابط متفاوتی دیکته میشود به گونه ای که کمیت و کیفیت آب رودخانهها از نظر برداشت آب و نیز تخلیه پساب تصفیه خانههای فاضلابهای شهری، صنعتی، کشاورزی و... باید حداکثر در سطحی باشد که اولاً حیات آبزیان موجود در مسیر رودخانهها را دچار مشکل نکند و از نقطه نظر کیفی نیز بصورتی باشد که امکان انجام تفریحات آبی و شنا کردن بدون هر گونه دغدغه ای از آلایندهها را تامین کند. لذا درجه تصفیه و پالایش فاضلابها توسط قوانین و مقررات تدوین شده الزامی بوده و تابعی از کمیت و کیفیت آب در حال جریان در رودخانه است.
در کشور ما نیز، سازمانها و نهادهای مختلفی در امر تدوین قوانین و مقررات نقش دارند که علاوه بر قوه مقننه بعنوان مسئول تدوین قوانین کشوری، سازمان حفاظت محیط زیست، موسسه ملی استاندارد و تحقیقات صنعتی کشور، طرح استاندارد صنعت آب کشور در وزارت نیرو، ادارات بهداشتی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی کشور و... نقش دارند. سازمان حفاظت محیط زیست علاوه بر تدوین سیاستها متولی اجرای ضوابط تدوین شده در سطح کشور نیز میباشد.
اگرچه تلاشهای بسیاری طی دو دهه اخیر صورت گرفته است ولی بدلیل سابقه کم موضوع و عدم آگاهی از پیامدهای رعایت نکردن اصول آن، هنوز فاصله بسیار زیادی را تا رسیدن به وضعیت نسبتاً قابل قبول در پیش رو داریم. نگارنده در سالهای اولیه بعد از انقلاب و در تدوین برنامههای درسی دانشکدههای مهندسی عمران در وزارت علوم شاهد بودهام که حتی برخی از همکاران دانشگاهی تاکید بر این موضوع را غیرضروری دانسته و حتی معتقد بودند که این گونه موضوعات جزء موضوعات لوکس اجتماعی است و جامعه نمیتواند پذیرای آن باشد. اگر چه خوشبختانه پافشاری متخصصین امر و نیز واقعیتهایی که بدلیل افزایش جمعیت و نیز افزایش مصرف سرانه آب هر روز بیشتر از روز پیش با آلوده شدن منابع آبی کشور ظهور و نمود پیدا کردند باعث گردید تا در برنامههای درسی رشته مهندسی عمران که زمانی فقط با نام مهندسی "راه و ساختمان" شناخته میشد و تغییر نام آن به مهندسی عمران همانند سایر کشورهای پیشرفته دنیا، دروس مربوط به مهندسی محیط زیست بعنوان پیشنیاز فعالیتهای عمرانی گنجانده شده و در دورههای کارشناسی ارشد و دکترا نیز گرایش مهندسی محیط زیست بهمراه سایر گرایشهای مربوط به مهندسی کارهای آبی از موقعیتی برابر با سایر گرایشات مهندسی عمران برخوردار گردد.
با تلاشهای صورت گرفته تاکنون، میتوان ادعا نمود که از نقطه نظر تدوین ضوابط و معیارهای ضروری مشکلی اساسی وجود ندارد. مشکل اساسی متاسفانه در اجرای این ضوابط و معیارها است. سازمان حفاظت محیط زیست کشور به نظر میرسد که از توانمندیهای لازم برای اجرای این قوانین برخوردار نمیباشد. آقای عیسی کلانتری وزیر سابق جهاد کشاورزی اخیراً مصاحبهای داشته که در روزنامه شرق به تاریخ دوشنبه، هفتم اردیبهشت سال 1394، درج گردیده است. نکات قابل توجهی در این گفتگو توسط ایشان مطرح گردیده که بدلیل ارتباطی که با موضوع بحث دارد، بخشهایی از آن را عیناً نقل میکنم:
"امور سیاسی، اقتصاد و محیط زیست کشور را به خاک سیاه نشانده است". "واقعیت ماجرا در بحث آب این است که ما منابع بسیار محدودی در اختیار داریم و همین منابع محدود را هم با ندانم کاری اتلاف کردهایم. اشتباهات ما در مدیریت منابع آب بسیار متعدد بوده است". "علت غصب این میزان حقابه دریاچه (منظور دریاچه ارومیه است)، این است که سازمان محیط زیست به عنوان نهادی که مسئول دفاع از اکوسیستم کشور است، مرده است". "مسئله آب، مسئله ماندن یا نماندن کشور ایران است، سرزمین ما واقعاً از این منظر در تهدید است، اما میتوان با کار زیاد و از خودگذشتگی مردم و مسئولان از این وضعیت رها شد. اگر این اتفاق نیفتد، باید بیش از 70 درصد مردم این کشور را ترک کنند".
دکتر زیبا کلام در روزنامه شرق به تاریخ چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 با اشاره به اینکه من بودجه 35 نهاد فرهنگی کشور را درآوردهام گفت: "اولی صدا و سیماست که هزار میلیارد و دومی بسیج که هزار میلیارد تومان و تا آخر... او افزود بیش از 200 میلیارد تومان برای خانمهایی است که در قم درس دینی میخوانند اما بودجه سالانه کل محیط زیست 174 میلیارد تومان است. یعنی با همین رقم باید حقوق کارمندان را بدهد، جلو ریزگردهای عراق و عربستان را بگیرد. در برابرش من نمیدانم چندهزار هلیکوپتر نظامی داریم اما میدانم که محیط زیست گیلان یک فروند هلیکوپتر آب پاش ندارد که در برابر آتش سوزی جنگل، کاری بکند".
نگارنده خود اخیراً شاهد دو سد بوده که بر رودخانه های اگر چه کم آب ولی دائماً آبدار ساخته شده و به بهرهبرداری رسیدهاند. علیرغم داشتن حقابه زیست محیطی و آبدار بودن رودخانهها در بالادست، هر دو رودخانه در پایین دست سد کاملاً خشک بودهاند. بطورکلی بخشی از طرفداران محیط زیست که مخالف سدسازی هستند، عموماً خسارتهای وارده به محیط زیست طبیعی، انسانی، فیزیکی، میراث فرهنگی و باستان شناسی، برهم خوردن چرخه هیدرولوژیکی، تهدید حیات آبزیان، خشک شدن دریاچهها اعم از دریاچههای با آب شور و شیرین و موارد مشابه را از ایرادات اساسی سدسازی میدانند. طرفداران مقوله سدسازی، مواردی از قبیل افزایش قدرت تنظیم جریان آب رودخانهها، تامین آب مورد نیاز شرب، صنعت و کشاورزی، کنترل و مهار سیلابهای مخرب ناشی از طغیان رودخانهها، تولید انرژی پاک و بدون از هر گونه آلایندههای زیست محیطی، رشد و توسعه منطقه ای بویژه از نقطه نظر اقتصادی و اجتماعی ایجاد جاذبههای گردشگری و نظایر آنها را از اهداف اساسی سدسازی میدانند.
باید دید که در گذر زمان تجربه جهانی در رابطه با موضوع سدسازی چگونه بوده است؟ در کشورهای پیشرفته و پیشرو در این زمینه، مقوله سدسازی در دهه 70 میلادی به اوج خود رسید و سپس روند نزولی به خود گرفت. محتمل ترین دلیل شکل گیری روند نزولی، نه فقط بدلیل زیست محیطی که ناشی از این واقعیت است که تا این تاریخ جایگاههای مناسب و با دردسرهای کمتر در ارتباط با اجرای عملیات سدسازی شناسایی شده و فرآیند اجرا در این جایگاهها تکمیل گردیده است. در مجموع حدود 32 درصد از سدهایی که هم اکنون در دست بهره برداری هستند در آمریکای شمالی و 19 درصد آنها در اروپا واقع شدهاند. این بدین معناست که این کشورها چندین دهه قبل از ما شروع کرده و حجم قابل توجهی از منابع سطحی خود را در چارچوب اهداف ذکر شده ذخیره نمودهاند. در این ارتباط کشورهای آمریکا، چین و کشورهای اروپایی، موقعیت ممتاز را دارند.
سد پارسیان و لزوم احداث آن:
تاریخچه سد پارسیان یا گورک به سالهای 1370 تا 1373 بر میگردد. مهندسین مشاور تهران -سحاب تحت مدیریت اینجانب، قراردادی را با سازمان آب منطقهای فارس (در آن مقطع زمانی فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد) تحت عنوان "مطالعه بندهای کوتاه انحرافی بر روی رودخانههای زهره و مارون در حوزه جغرافیایی استان کهکیلویه و بویراحمد" منعقد نمود. اینجانب مثل هر همشهری دیگری، بدلیل علاقمندی به شهرستان از یک طرف و احساس دین نسبت به این شهرستان و مردم خوب آن از طرف دیگر، صلاح را در این دانستم که از این فرصت حداکثر استفاده را بعمل آورم. لذا در چارچوب همین قرارداد و در خارج از مرزهای جغرافیایی استان کهکیلویه و بویراحمد و آن هم نه سدی از نوع کوتاه انحرافی بلکه مطالعه سدی ذخیرهای را در حوضه آبریز رودخانه زهره با هدف تامین آب اراضی شهرستان ممسنی با کمک همکاران خود، آغاز نمودیم. کار جستجو برای جایگاهی مناسب بمنظور ذخیره سازی آب هم از طریق نقشههای توپوگرافی و هم با گشت زنی و مراجعه به مکانهای مورد نظر برای تامین آب اراضی دشتهای رستم، فهلیان، جاوید و... پیگیری شد. گزینههای مختلفی بر روی سرشاخههای شور و شیرین فهلیان مطالعه گردید. حتی موضوع انتقال بین حوضه ای و از جمله انتقال از سرشاخههای کارون، (رودخانه بشار) با احداث سد تنگ سرخ و انتقال آب به "صحرای دار" و از آنجا به "تنگه گویم" در مجاورت روستای جوزاربکش مطالعه شد تا به این شکل از طریق شاخه شیرین وارد رودخانه فهلیان گردد (طرحی که هم اکنون برای تامین آب درازمدت شهر شیراز و شهرکهای اطراف آن مطرح است که در این طرح بجای انتقال آب رودخانه بشار به سمت جنوب و شهرستان ممسنی، قرار است به سمت شمال و رودخانه کر و نهایتاً سد درودزن هدایت گردد. (سد پیشنهادی تنگ سرخ هم اکنون در دست اجرا است اگر چه با موانعی اجتماعی دست به گریبان است.) بخشی از مشخصات عمومی سد پارسیان به شرح زیر است.
ميانگين آورد رودخانه تا محل اجراي سد: 583 ميليون مترمكعب در سال
نوع سد: سنگريزه اي با هسته رسي
ارتفاع سد از بستر رودخانه: 138 متر
ارتفاع سد از پي: 25/140 متر
طول تاج سد: 300 متر
حجم كل مخزن: 59/402 ميليون مترمكعب
حجم مفيد مخزن: 6/307 ميليون مترمكعب در 50 سال اول و 7/212 ميليون مترمكعب در 50 سال دوه بهره برداري
مساحت سطح درياچه در تراز نرمال: 2/12 كيلومترمربع (1220 هكتار)
ميزان آب قابل تنظيم: 160 ميليون مترمكعب در سال براي آبياري، 75 ميليون مترمكعب براي مصارف شرب و صنعت با منظور نمودن آب شرب براي شيراز از محل طرح شش پير
توليد برق سالانه: 6/95 گيگاوات ساعت انرژي كل
ظرفيت نيروگاه: 40 مگاوات
هدف اولیه از اجرای این طرح عبارتست از تامین آب کشاورزی بخشهایی از دشتهای حاشیه رودخانه فهلیان در شهرستانهای ممسنی و رستم از جمله دشت فهلیان، مصیری، دشت رزم و... و تامین نیاز آبی صنایع و تولید انرژی برقابی.
بر روی رودخانه زهره (رودخانه فهلیان پس از تلاقی با رودخانه تنگ شیو یا تنگ بریم در پایین دست توتستان بنام زهره معروف است. همین رودخانه پس از اتصال به رودخانه خیرآباد و در دشت هندیجان قبل از تخلیه به خلیج فارس به نام رودخانه هندیجان معروف است)، سد بزرگ دیگری نیز بنام چم شیر در دست اجرا است که در بخش مهندسی مشاور کارفرما، مدیریت آن با اینجانب است. هدف اولیه این طرح نیز به غیر از کنترل سیلاب و انرژی برقابی به میزان حدود 500 گیگاوات ساعت در سال تامین آب حدود 110 هزارهکتار اراضی در دشتهای استان خوزستان و استان بوشهر است. از مجموع 110 هزار هکتار، قرار بوده است که 40 هزار هکتار آن در استان بوشهر و 70 هزار هکتار در استان خوزستان در نظر گرفته شود. به نظر میرسد که بدلیل وجود اراضی مرغوب و شرایط اقلیمی مناسب و سادهتر بودن موضوع انتقال آب به دشتهای خوزستان و نیز کاهش آورد رودخانه تلاش میشود تا از سهم استان بوشهر کاسته شده و سهم خوزستان افزایش یابد که این موضوع بخصوص برای شهرستانهای ممسنی و رستم حاوی نکات جدی و هشداردهنده است. بدین معنا که امکان استفاده از تمامی آب این رودخانه در پایین دست فراهم است و هر گونه تعلل و تسامح در این باب میتواند در فرآیند تصمیم گیری در امر تخصیص منابع توسط وزارت نیرو به گونهای رقم بخورد که تغییر روند آن در آینده امکان پذیر نباشد.
ما اهالی شهرستانهای رستم و ممسنی نه تنها نباید مخالفتی با اجرای این طرح داشته باشیم بلکه باید هم مردم و هم مسئولین هر دو شهرستان با تمام قوا اجرای هرچه سریعتر آن را طلب نمائیم. در واقع ما باید در استفاده از آب رودخانه فهلیان برای خود حق قائل باشیم و تلاش کنیم که این حق را محقق کنیم. محقق کردن این حق، فقط در گرو احداث مستحدثاتی از قبیل اجرا و به بهره برداری رساندن سد پارسیان و تاسیسات و تجهیزات مربوطه، تکمیل بند انحرافی پایین دست سد، تکمیل شبکه آبیاری و زهکشی طرح مورد نظر است.
سازمان آب منطقهای فارس، در چند دهه گذشته و بخصوص در سالهای پس از انقلاب، متولی ساخت تعداد قابل توجهی سدهای ذخیره ای در استانهای فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد بوده است. به جرأت میتوان ادعا نمود که از نقطه نظر اولویت بندی، احداث سدی بر روی رودخانه فهلیان برای تامین آب بهنگام اراضی حاصلخیز دشتهای رستم، فهلیان، جاوید و... از بسیاری از سدهای اجراشده و یا در دست اجرا در سطح استان از اولویت بالاتری برخوردار بوده است. رودخانه فهلیان اگر زمانی با جریان پایه خود میتوانست بخشاً آب مورد نیاز این اراضی را جدا از درگیریهای متعدد و نزاعهای دسته جمعی بین بالادستیها و پاییندستیها کم و بیش تامین کند، سالهاست که بدلیل افزایش جمعیت و گسترش فعالیتهای کشاورزی و صنعتی در سرشاخهها، از رمق افتاده و به هیچ شکلی توان تامین آب این اراضی را ندارد. ذخیره کردن سیلابهای این رودخانه که در مواردی منشأ خسارات قابل توجهی در پایین دست نیز بوده است، از طریق احداث سد پارسیان جزء ضروریترین نیازهای منطقه است.
اراضی آبخور رودخانه فهلیان از دیدگاههای مختلف، جزو اراضی مرغوب منطقه است. تامین آب بهنگام این اراضی و تکمیل سامانههای انتقال آب، قطعاً سبب ارتقاء فعالیتهای کشاورزی و احتمالاً صنایع وابسته خواهد شد که این خود میتواند سبب رونق کسب و کار در منطقه گردد. با اجرای سد، سرمایه قابل توجهی وارد منطقه میگردد که میتواند در حین اجرا زمینه اشتغال را فراهم آورده و پس از تکمیل، در نظام بهرهبرداری از آن تعدادی از جوانان منطقه بکار گرفته شوند.
بدیهی است همانند سایر فعالیتها و پروژههای عمرانی، اجرای پروژه ای از این نوع میتواند اثرات جانبی ناخوشایندی را نیز داشته باشد. ولی آنچه را که باختصار میتوان گفت این است که برخلاف ادعای جناب آقای غلامی، دوران سدسازی در دنیا سپری نشده است. اگر در بعضی از کشورهای پیشرفته، امروزه کمتر سد ساخته میشود لزوماً بخاطر خسارتهای ناشی از سدسازی نمی باشد. سدسازی به خودی خود و با حفظ اصول و ضوابط مربوطه نه تنها مخرب محیط زیست نیست بلکه کمک کار حفظ محیط زیست است. موضوع این است که شرایط مناسب برای احداث سد را نمیتوان ایجاد نمود بلکه باید بطور طبیعی وجود داشته باشد. در هر کشوری تعداد جایگاههای مناسب برای سدسازی، محدود است. کشورهای پیشرفته تقریباً تمامی این جایگاهها را شناسایی نموده و در آنها سد ساختهاند و به شکل اصولی از منابع ایجاد شده بعنوان ثروت ملی استفاده میکنند.
تقریباً تمامی تولیدات کشاورزی و نیز صنعتی مرکز و جنوب ایالت کالیفرنیا در امریکا، مرهون احداث سدهای متعدد ساخته شده در بخش شمالی این ایالت و نیز ایالت اورگان است که مجموعه این سدها بهمراه سامانه پیچیده انتقال آب اعم از تونلهای آزاد و تحت فشار، ایستگاههای پمپاژ و... بعنوان یکی از بزرگترین شاهکارهای مهندسی عمران، امروزه در دست بهره برداری است. توسعه شهر لاس و گاس آمریکا و نیز کشاورزی و صنعت پیشرفته در ایالتهای نیومکزیکو و آریزونا مرهون احداث سدهائی نظیر سد هوور بر روی رودخانه کلرادو است. در استان خود ما، کیست که تاثیر مثبت سد درودزن را در رونق کشاورزی منطقه و تامین آب دراز مدت شهر شیراز و شهرکهای اطراف بتواند نادیده بگیرد. مثالهای از این نوع بسیار زیاد هستند که ذکر آنها فقط سبب اطاله کلام خواهد شد.
انرژی برقابی امروزه یکی از سالم ترین و بهترین شکل تولید انرژی پاک از نقطه نظر حفظ محیط زیست است. کافی است با اندکی دقت، مقایسه ای فی مابین تولید انرژی با این روش و روشهای دیگر نظیر نیروگاههای ساخته شده بر مبنای سوخت فسیلی و یا حتی اتمی صورت گیرد تا خطرات زیست محیطی این گزینهها روشن گردد. درست است که در گذشته تعدادی از سدهای ساخته شده نیز اثرات مخرب زیست محیطی را سبب شدهاند و بهمین دلیل باید نسبت به تخریب آنها البته با توجه ویژه به اثرات ثانویه تخریب آنها بر محیط زیست اقدام نمود ولی این به معنای مخرب بودن صنعت سدسازی نیست. مگر در بالادست دریاچه "روزی فوق العاده زیبای" پریشان در شهرستان کازرون، بعنوان یکی از دریاچههای آب شیرین کشور سدی ساخته شده است که امروزه شاهد خشک شدن آن هستیم. همینطور باتلاق دشت ارژن و بیشه زارهای سرسبز آن که امروزه در حال خشک شدن هستند.
عدهای تصور میکنند که تنها عامل خشک شدن دریاچه ارومیه، ساخت سدهای بالادست آن است در شرایطی که اثرات مخرب حفر تعداد بسیار زیادی چاههای برداشت آب از منابع زیرزمینی و پایین انداختن تراز سطح آب در مجاورت این دریاچه کمتر از ساخت سدهای بالادست نمیباشد، در حالیکه در مباحثات کمتر از آن صحبت میشود. در منطقه خود ما در شهرستان رستم و بخصوص دشت رستم یک، بدون اینکه سدی ساخته شده باشد، تغییرات فاحش زیست محیطی نسبت به حدود 50 سال قبل موضوعی قابل رویت است. باتلاقها، بیشه زارها، چشمه سارهای واقع در این دشت و به تبع آنها، انواع و اقسام حیوانات اهلی و جانوران وحشی، پرندگان متنوع خشکی و آبی، انواع ماهیها در جویبارها و بیشه زارهای این دشت فقط در خاطرهها باقی مانده اند. پرواضح است که در این زمینه نیز همانند دیگر زمینهها مثالهای متعددی را میتوان ارائه نمود که تخریب زیست محیط آنها هیچ ارتباطی با موضوع سدسازی نداشته اند.
آقای غلامی موضوع فرسایش آبی و رسوب گذاری در دریاچه سد پارسیان را بدرستی مطرح نمودهاند. موضوع تخریب و نابود کردن جنگلهای منطقه دشمن زیاری از موضوعاتی است که دل هر بینندهای را که دانشی حداقل از مسائل آب و خاک و محیط زیست داشته باشد بدرد میآورد. جنگل را نابود کردهاند و در مقابل چشم مسئولین شهرستان در شیبهای حدود 45 درجه و بالاتر و در امتداد شیب، زمین عاری شده از پوشش گیاهی را شخم میزنند تا باصطلاح در آن گندم کشت کنند. زمینهایی که با توجه به جنس خاک آنها از فرسایش پذیری بسیار بالایی برخوردارند. بدیهی است که با هر بارش حجم عظیمی از این خاک شخم خورده شسته شده و راهی رودخانه میگردد. نتیجه هر بار عبور کردن از این جاده هجوم تنش عصبی وحشتناکی است که تا ساعتها ادامه دارد و چراهای متعددی که متاسفانه بی پاسخ میمانند. این وضع بسیار تاسف بار نیز نباید مانعی بر سر راه احداث سد پارسیان باشد بلکه باید با برخورد اصولی و اعمال روشهای صحیح آبخیزداری از وقوع این پدیده مخرب جلوگیری نمود. منتفی نمودن احداث سد پارسیان بدلیل وضع اسف بار مراتع طبیعی بالادست آن به معنی تایید وضع موجود و تسلیم در برابر آن است. حتی در شرایط عدم وجود سد پارسیان نیز مسئولین باید ضمن جلوگیری از ادامه این وضع، هرچه سریعتر نسبت به اجرای روشهای مختلف آبخیزداری، این مشکل را سامان دهند.
استفاده اصولی از مواهب مربوط به پیشرفتهای بشری را نباید بدلیل استفاده غیراصولی از این مواهب که بطور طبیعی میتواند منجر به نتایج نامطلوب گردند منتفی دانست. اگر بدلیل سیاست های مدیریتی غلط در یک بخش، فجایعی از نوع آنچه که در منطقه دشمن زیاری و نظایر آن اتفاق افتاده که نباید به فکر تعطیل کردن فعالیت در سایر بخشها افتاد. این بحث مثل این می ماند که چون ما مردم و بخصوص مردم مظلوم شهرستانهای رستم و ممسنی بدلایل متعدد از جمله نداشتن جادههای ارتباطی مناسب، عدم وجود سیستمهای موثر نظارتی در امر رانندگی، غیراستاندارد بودن خودروهای تولیدی در کشور و... هرساله تعداد قابل توجهی از همشهریهای خود را در تصادفات جادهای از دست میدهیم (کمتر خانواده ای را میتوان سراغ گرفت که از این طریق داغدار نشده باشد)، پس استفاده از خودرو را باید تحریم کنیم. یا بدین دلیل که استفاده از پمپ برای بالاآوردن آبهای زیرسطجی بجای استفاده از روشهای سنتی مثل حفر قنات، سبب افت تراز سطح آب مخازن زیرزمینی گردیده است، پس باید عامل پمپ را مسئول این مصیبت دانست و در نتیجه استفاده از پمپ را در هر مکانی مردود دانست.
اکنون که شرایط خوشبختانه به گونه ای رقم خورده است که شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (شرکت آب و نیرو) بعنوان بزرگترین و مقتدرترین شرکت سازنده سدهای چندمنظوره وابسته به وزارت نیرو، متولی اجرای این سد شده است، باید از این فرصت استثنایی حداکثر بهره برداری را نمود. مدیریت این سازمان جناب آقای مهندس رضازاده از فرهیختگان فارس بوده و قبلاً هم بعنوان مدیرعامل سازمان آب منطقهای فارس و هم بعنوان استاندار استان فارس شناخت کاملی از موضوع دارند. حمایتهای قابل تقدیر ایشان در امر فراهم آوردن امکانات لازم برای شروع عملیات اجرایی ستودنی است. حضور مجری طرح جناب آقای طرزطلب نیز که اینجانب از نزدیک شاهد تلاشهای بیدریغ و حقیقتاً شبانه روزی ایشان برای تامین اعتبارات مورد نیاز این طرح و نیز طرح سد و نیروگاه چم شیر بودهام بهمراه دیگر همکارانشان تفضلی است الهی تا شاید حداقل جبران کننده بخشی از کم کاریهای مسئولین شهرستانهای رستم و ممسنی از یک طرف و جبران کننده عدم توجه کافی به اولویت بندیها و یا اولویت بندیهای با گرایشهای غیرمنصفانه در امر توزیع امکانات ملی و منطقهای در سطح استان باشد.
*دکترای محیط زیست و منابع آب، عضو هیئت علمی پردیس های فنی دانشگاه تهران
فراسو، فصلنامهای است مستقل که در زمینه مسائل فرهنگی، اجتماعی به شیوه تحلیلی، پژوهشی با نگاهی ویژه به شهرستانهای ممسنی و رستم به ارائه مطلب میپردازد.