سرافراز براتی*

پس از مطالعه ی روایات و بازگویی های برخی دوستان از واقعه ی 8 آذر 59 ممسنی در فصلنامه ی فراسو شماره پیاپی 23 و 24 (پاییزوزمستان 93)، به دلیل تحریف در بازگویی برخی وقایع رخ داده در آن زمان - که خوشبختانه اینجانب و کلیه ی فرهنگیان و مردم غیور ممسنی هنوز با تمام جزئیات آن ها را به خاطر می آوریم- و تفاسیر بر مبنای تحلیلات شخصی و فردی، تصمیم به بیان حوادث و وقایع آن زمان داشتم؛ اما هنگامی که به درد مردم فهیم مان اندیشیدم، هنگامی که حرمان و رنج های بیشمارشان را به خاطر آوردم، و وقتی به نیازهای امروز جامعه و استعداد های بی بدیل فرزندان ممسنی - که بحمدالله همواره شاهد شکوفایی و افتخارآفرینی روزافزون آن ها هستیم- نگریستم، بر خود نهیب زدم که ما به دنبال چه هستیم؟ به دنبال رجزخوانی و انگشت اتهام به سوی یکدیگر گرفتن، یا به دنبال عبرت از گذشته برای روشن نمودن راه آینده ی فرزندان مرز و بوممان؟! ایکاش بتوان از مصیبت های ناگوار گذشته درس عبرت گرفت برای شکوفاشدن آینده. فرزندان ما اکنون از ما چه می خواهند جز استمداد و راهنمایی برای زندگی بهتر و آبادانی هرچه بیشتر؟ جز اینکه اشتباهات گذشته ی پدرانشان را تکرار نکنند و در مقابل، از تدبیرات ایشان پند بگیرند و چراغ راه خویش نمایند.

ما تاریخ را برای چه میخواهیم و می خوانیم؟ برای لعن و نفرین فرستادن بر یکدیگر؟ برای شلعه ور کردن آتش خشم و کینه؟ یا برای عبرت آموزی و پند گیری؟! جامعه نیاز به هدایت دارد نیاز به حرکت برای توسعه ی اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی دارد نه عقبگرد و افسوس و گلایه ی صرف... بی شک همه ی مردم منطقه از کشته شدن برادرانمان و آسیب دیدن مردم، بسیار متاثر و اندوهگین هستند. مطرح نمودن مصایبی که بر ملتی گذشته است برای جلوگیری از تکرار آنگونه وقایع بسیار پسندیده است اما وای بر روزی که ما خواسته یا ناخواسته نقض غرض کنیم و با خام پنداری و ناروایی لجوجانه به دیده بی حرمتی به یکدیگر بنگریم.

هیچ ملتی در هیچ جغرافیایی از مکان و زمان مستثنی از انواع مصیبت و ناگواری نبوده است اما تفاوت کنونی ملت ها در عقب ماندن و پیشرفت کردن، در نحوه ی نگریستن به اینگونه مصایب و مسایل است. ملتی که صرفاً در سوگ مصایب گذشته ی خود می نشیند و فقط زبان به گلایه میگشاید تا ابدالدهر در مصیبت خواهد ماند درحالی که ملت هایی که با آگاهی تمام نسبت به گذشته ی خود اعم از گرفتاری ها و ناگواری ها، به فکر همدلی و هم اندیشی و جبران مافات و پدیدآوردن امروز و فردایی روشن هستند، همواره قدم در مسیر پیشرفت و توسعه برمیدارند و هر روزشان از دیروزشان بهتر است.

تمام مساعی شبانه روزی دوستان و همکاران در راستای جلوگیری از بروز مصیبت 8 آذر 59 بود که از چندین ماه قبل شعله های آن توسط برخی گروههای سیاسی روشن شده بود؛ چنانکه در سایر شهرهای کشور نیز مشابه این فجایع سربرآورده بود و آن واقعه موضوعی نبود که صرفاً خاص یک منطقه یا شهر باشد. اما خامی ها و نپختگی های برخی دوستان و عدم درک درست از شرایط زمان و مکان و اوضاع و احوال موجود و بی صبری و بی طاقتی ها و عدم دلسوزی و عدم تدبیر و تامل ایشان متاسفانه منجر به سربرآوردن هرج و مرج و به دنبال آن فاجعه گردید؛ آنهم در موقعیتی حساس و بغرنج که قریب به دو ماه بود سایه ی سیاه و شوم جنگ تحمیلی بر مملکت افتاده بود.

کسانیکه خود را پرچمدار و پیشکسوت این جامعه می دانند بهتر از هرکس دیگری مطلع هستند که قانون در هر جامعه ای حرف اول و آخر را می زند و قانون محوری و قانونمداری سرلوحه ی تمام پیشرفت های جوامع بشری است؛ بنابراین همچون گذشته به عنوان یک معلم زحمتکش و دردمند جامعه ی ممسنی که خوشبختانه همه ی مردم منطقه طی سالهای متمادی شناخت کافی از اینجانب پیدا نموده اند به بزگوارانی که فقط بر اساس ذهن و اندیشه ی خود قلمفرسایی کرده اند و همه را محکوم و خود را مبرا میدانند یادآوری میکنم که تلاش همه ی معلمان و فرهنگیان و فرهیختگان همیشه این بوده است که گفتمان اجتماعی، اعتقادی و سیاسی در راس امور قرار گیرد.

شکی نیست که ایجاد معضل نمیتواند صرفاً یک طرفه باشد؛ به آن هنگام که چهارستون خانواده ی بزرگ ایران درگیر انواع و اقسام معضلات سیاسی و... در داخل و خارج بود، می شد با صبوری و دوراندیشی و یاری رساندن همه ی افکار متفاوت و گوناگون جامعه به یکدیگر برای برونرفت از بحران - با هزینه ی هرچه کمتر-  و آنگاه در زمان و شرایطی مناسب، بیان و مطرح نمودن مشکلات صنفی -آنهم از سوی قشر فرهنگی و فرهیخته که نگاههای تمامی اقشار جامعه به این قشر مهم، تعیین کننده، راهبر و راهنما می باشد و الگو و سرمشق تک تک افراد جامعه هستند- به جای آتش و آشوب، گلستانی در کنار داشت تا با هم فکری و بیان ایرادات و کاستی های یکدیگر و تبادل افکار، برای  داشتن جامعه و منطقه ای بهتر، یکدیگر را یاری میرساندیم. هنوز هم دیر نیست بلکه هیچ گاه دیر نیست. "امروز" هدیه ای است که "دیروز" آنرا "فردا" می خواندیم و در آرزوی آمدنش بودیم حال، هدیه ی "امروز" در دستانمان است و می توانیم با تدبیر و درایت و البته عبرت از گذشته از این هدیه ی ارزشمند استفاده نماییم تا فرزندان ممسنی سپاسگزار راهگشایی و امیدی باشند که گذشتگانشان برای آنها به ارمغان آورده اند.

ای کاش ما که الگو و سرمشق جوانان عزیزمان هستیم اینگونه راحت و آسوده، ناشایسته ترین صفات را به یکدیگر نسبت ندهیم؛ اینگونه ادبیات چه سودی به حال کسی دارد؟! جز اینکه با اینگونه الفاظ خودمان را در افکار عمومی جامعه مان خرد و کوچک می نماییم؟! شکی نیست که برخی تعابیر به کار رفته در ادبیات دوستان زیبنده ی هیچ یک از افراد دلسوز و دردمند جامعه مان نیست. و باید بدانیم که پژواک هر صدایی میتواند ممسنی -سرزمین آباء و اجدادی مان را که شکی نیست تک تک مردم فهیم و غیورمان حاضرند برای سربلندی و افتخارش از همه ی داشته های خود بگذرند-، بار دیگر در آتش خشم و غضب فرو برد. جای بسی تاسف است که هنوز هم پس از سالها هرکس وقایع را از زاویه نگاه شخصی و دلخواه خود بیان کند. اگر در آن سالهای پربحران کشور برخی معادلات، ناخواسته به هم ریخت و متاسفانه مصیبتی گریبان منطقه و مردم زحمتکشمان را گرفت، اکنون پس از سی و پنج سال که شرایط خاص آن زمان وجود ندارد، چرا باید باز هم آن بی تدبیری ها و شخصی نگری ها تکرار گردد و موجبات رنج مردم را فراهم آورد؟ چرا در منطقه ای که تشکیل شده از طوایف و قبایل گوناگون است که هزاران سال با صلح و آرامش در کنار هم و دست در دست یکدیگر زندگی کرده اند، به جای تدبیر و بیان راه چاره برای ایجاد شرایطی بهتر، هنوز هم باید شاهد برخی بی درایتی ها باشیم؟

اینجانب معتقدم مهم این است که تمامی فرزندان دیروز و امروز ممسنی چه افراد ساکن در خطه ی عزیزمان چه در جای جای کشورمان و حتی در خارج از ایران عزیز، در هر جای کره ی خاکی که باشند قلبشان برای زادگاه پدری شان می تپد و هرکدام در هر جا که احساس می کنند بهتر می توانند مایه ی غرور و مباهات مردمشان باشند مشغول فعالیت هستند. و هرگز اندیشه و نیتی جز خدمت به مرزوبوم و افتخارآفرینی نداشته و آرزوی سربلندی و عزت منطقه ی همیشه استوارمان هر لحظه در وجودشان زنده است. انشاء الله همه طوایف و قبایل ممسنی و همه ی افراد جامعه ی بزرگمان با هر فکر و گرایشی، فراسوی همه ی تمایلات شخصی، عزت و اقتدار و پیشرفت زادگاه و همچنین فرزندان خطه ی ممسنی را سرلوحه ی امور قرار دهیم.

در نهایت، عرایض خویش را با آیه ی شریفه ی 125 سوره ی مبارکه ی نحل به پایان میرسانم که می فرماید: "ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعضه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین". (با حکمت و موعظه ی نیکو مردم را به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن. البته خداوند به هر کسی که از راه او گمراه گردیده و هر کسی که هدایت یافته است، آگاه می باشد). "و السلام علی من التبع الهدی".

*دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش