زبان لری؛ بقا یا زوال؟
آرمان ضرغامی*
اهمیت و نقش زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشورمان و وسیله ارتباطی مشترک همه ایرانیان بر کسی پوشیده نیست. زبان فارسی فارغ از نقش ارتباطی آن، به عنوان یادگار کهن گذشتگان و پیشینیان این مرز و بوم، همواره عاملی برای ایجاد وحدت میان اقوام این سرزمین به شمار رفته و می رود. با وجود این نباید از خاطر برد که در کنار فارسی، زبان و گویش های محلی متعددی در کشورمان وجود دارد که شمار گویشوران برخی از آنها از مرز یک میلیون نفر هم فراتر میرود. هریک از این زبان ها و گویش های محلی به عنوان زبان مادری یکی از اقوام ایرانی، بخشی از فرهنگ و هویت قومی آنان به حساب می آید و منعکس کننده آداب، رسوم، ارزشها و باورهای آن قوم و ملت و درعین حال وسیله ای برای انتقال این ارزشها از نسلی به نسل دیگرند. (1)
ویژگی های ذاتی هر زبان و گویشی تاثیرپذیری آن از عوامل درون و برون زبانی است. هر زبان در طول زمان حیات خود از زبان های دیگر تاثیر می پذیرد و همچنین تاثیر می گذارد و دچار تغییراتی می شود. ولی آنچه اکنون باعث نگرانی شده است، نه تنها تغییرات تدریجی، بلکه زوال و نابودی بطئی زبانهای محلی است که ناشی از تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی سالهای اخیر می باشد. و با سرعت گرفتن تکنولوژی و رسانه های جمعی، بر سرعت نابودی و حذف آنها افزوده می شود.
اصولا تمامی موارد حذف زبانها، بین دونسل مختلف اتفاق می افتد. به این معنی که یک نسل دوزبانه، یکی از دو زبان را بر حسب شرایط موجود به نسل بعدی منتقل نمی کند. اتفاقی که در حال حاضر در بین خانواده های لرزبان در حال انجام است؛ والدین لرزبان و فرزندان فارسی زبان. از این رو خانواده را می توان نقطه آغازین فرایند مرگ زبان دانست زیرا این والدین هستند که که یکی از دو زبان را برای آموزش به فرزندان و انتقال به نسل بعد برمی گزینند.
تغییر و یا حذف زبان، نتیجه حرکت جمعی و بلندمدت انتخاب و کاربرد زبان است. انتخاب یک زبان از میان چندزبان، تحت تاثیر نگرش های زبانی افراد قراردارد. مجموعه ای از عوامل برون زبانی و درون زبانی، مبنای نگرش گویشوران به آن زبان است. زبانی در یک جامعه، شانس بیشتری برای بقا دارد که از اعتبار اجتماعی بالاتری برخوردار باشد. و برخورداری از اعتبار و وجهه اجتماعی نیز مستلزم داشتن پشتوانه های سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی و ادبی است. دراین میان زبانی که فاقد ادبیات نوشتاری است، پشتوانه سیاسی و فرهنگی ندارد و در مقابل رقیب قدَر خود شکست خواهد خورد. (2)
طبق اعلام سازمان یونسکو از شش هزار و هفتصد زبان دنیا، بیش از نیمی از آنها در حال نابودی اند. و به طور متوسط هر پانزده روز یک زبان می میرد. با احساس این نگرانی، سازمان های فرهنگی دنیا، با ارائه کنوانسیون و بیانیه های مختلف، خواستار حمایت و احیای زبان مادری اقوام مختلف در سرتاسر جهان هستند و با نامگذاری 21 فوریه به عنوان "روز جهانی زبان مادری" نقش مهمی در این میان ایفا نموده است تا زبان مادری همیشه در تقویم فرهنگی کشورها زنده بماند.
گویشوران زبان لری، در گستره وسیعی از ایران، از غرب، جنوبغرب تا جنوب زندگی می کنند. لرزبانان در دو استان لرستان و کهگیلویه و بویراحمد، اکثریت مطلق و در استان های ایلام، چهارمحال وبختیاری، خوزستان، فارس، اصفهان، همدان و بوشهر جمعیت قابل توجهی را شامل می شوند. در استان هایی مثل تهران، کرمان، مرکزی، گیلان و قزوین نیز اقلیتی از لرزبانان ساکنند. از لحاظ جمعیتی نسبت به کل کشور، گویشوران آن دومین یا سومین جمعیتی هستند که به زبان مادری غیراز فارسی تکلم می کنند. از نظر زبانشناسی، از دسته زبانهای ایرانی جنوب غربی است. که هم خانواده زبان فارسی می باشد.
علی رغم گستره وسیع جغرافیایی، و جمعیت قابل توجه گویشوران، بیم آن میرود که با سرعت گیری پدیده تغییر زبانی، زبان لری جزء زبان های در حال احتضار قرارگیرد. طبق تقسیم بندی و تعریف زبان شناسان، پدیده تغییر یا تعویض زبانی، زمانیست که افراد یک جامعه دوزبانه از زبان مادری خود به نفع زبان دیگری دست بکشند و زبان در حال احتضار به زبانی گفته میشود که در بین نسل جوان و خردسال گویشوری نداشته باشد.
طبق پژوهشی که توسط خانم ذوالفقاری در مورد استفاده از زبان لری بختیاری در مسجد سلیمان در سال 1376 انجام شده است به این مسئله مهم توجه نشان داده است. ایشان با استفاده از پرسشنامه به بررسی میزان کاربرد زبان فارسی و لری در حوزه های مختلف مانند کوچه، بازار، مراسم بومی، مجالس خانوادگی و برخورد با افراد پیر فامیل و دوستان پرداخته است و سپس تاثیر شاخص هایی نظیر سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، عِرق بومی بودن و گویشور بودن والدین در خانواده را به عنوان عوامل اجتماعی موثر در کاربرد دو زبان در حوزه های مختلف بررسی کرده است. مشخص شد هریک از این عوامل در میزان کاربرد دو زبان موثراند. برای نمونه کاربرد زبان فارسی در بین جوانان بیشتر از بزرگسالان و در بین دختران بیش از پسران است. و در ضمن کاربرد گویش بختیاری در موقعیت های غیررسمی مانند خانواده و مراسمات بومی بیش از موقعیت های رسمی است. دستاورد این پژوهش نشان میدهد که به تدریج زبان لری بختیاری از حوزه های مختلف عقب نشینی می کند و کم کم زبان فارسی جای آن را می گیرد. و این روند در صورت تداوم روند زوال تدریجی زبان را رقم خواهد زد.(3) کما اینکه بسیاری از جمعیت بختیاری های ساکن اهواز، فارسی زبان شده اند و دیگر به زبان لری بختیاری تکلم نمی کنند.
متاسفانه حوزه هایی که می تواند باعث بقای زبان های محلی باشد، یکی پس از دیگری به نفع رقیب قدر خود خالی میشود. خانواده، جایی که می تواند نقطه شروع پاسدارنده زبان مادری باشد، میشود نوک حمله به زبان مادری. اینجاست که خانواده به تبع نگرش جامعه به زبان، نگرش گویشور خردسال را به زبان مادری شکل میدهد. نگرشی منفی که زبان مادری را زبان دست چندم و بی خاصیت و در خوش بینانه ترین حالت زبان شوخی و مضحکه تعریف میکند. در این میان خطرپذیری زبان لری، متفاوت با زبانهای محلی دیگر است. از این بابت که زبان های محلی دیگر مانند کردی و ترکی و بلوچی به مدد وجود جمیعیت همزبان در خارج از کشور، ادبیات نوشتاری دارند. و همچنین برنامه های تلویزیونی به آن زبان به ویژه برای خردسالان دارند. واین می تواند ضامن بقای آنها باشد. اما زبان لری بخاطر نداشتن اینچنین فاکتورهایی، در معرض خطر است.
با خطراتی که در فضای کنونی زبان لری را تهدید می کند، باید به تقویت جایگاه و تلاش برای بقای آن توجه نشان داد و این مستلزم درک و آگاهی گویشوران از نقش و کاربرد زبان لری است. این مهم، با دادن اطلاعات و آگاهی درست به مردم پدیدار می گردد.
حضور در رسانه های محلی یکی از راههای حفظ زبان مادری است. در برنامه های تلویزیون ملی به ندرت دیده می شود که فردی متعلق به یک قومیت خاص (به خصوص قوم لر) باشد و از مرتبه ی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بالایی برخوردار باشد. قومیت ها در فیلم های تلویزیون ملی نقشی حاشیه ای، به طور معمول کم سواد، در شغل های اقتصادی با منزلت پایین و... نمایش داده می شوند. اما در مقابل افرادی که با زبان رسمی تکلم میکنند، افرادی با منزلت اجتماعی و اقتصادی بالا نمایش داده می شوند، که با دیده ی ترحم به قومیت هایی که با آنها در ارتباط هستند برخورد می کنند. شاید چنین شرایطی باعث شود که افراد متعلق به قومیت ها، خود را ضعیف دیده و درصدد فرار از شرایطی برآیند که باعث شود آن ها را متعلق به قومیتی خاص معرفی کند و اولین و بارزترین تغییر در زبان گفتاری افراد اتفاق می افتد. در صورتیکه ساخت سریالها با گویش های محلی و یا پخش آهنگهای محلی، بسیار در تقویت این زبان ها مؤثراست. تولید برنامه های فرهنگی در رسانه ها و به خصوص صداوسیما و توجیه خانواده نسبت به ضرورت کاربرد زبان محلی در خانواده برای حفظ آن مفید است ولی در کنار برنامه ریزی ها باید به این نکته توجه کرد که چنانچه جوانان نسبت به گویش های محلی نگرش منفی داشته باشند و آن را موجب کسر شأن بدانند این تدابیر موفقیت چندانی نخواهد داشت.
مشخص کردن اهمیت و اعتبار زبان لری به خصوص در دانشگاه ها اقدام مفید دیگر در حفظ این زبان است. بنابراین گویش شناسی مطالعاتی باید صورت گیرد. کما اینکه در مورد زبان کردی و ترکی در حال حاضر در حال انجام است. احیای زبان ها از طریق اینترنت مانند مستندسازی و مواد چندرسانه ای مربوط به این گویش ها روش دیگر حفظ زبان های محلی است.
در حوزه آموزش و پرورش، استفاده از زبان لری در مدارس می تواند برای آن ارزش و اعتبار کسب کرد. از دیگر راهکار هایی که باعث ارزش گذاری و انگ زدایی از زبان لری می شود، استفاده از زبان لری توسط شخصیت های صاحب نفوذ و مورد علاقه مردم مثل پزشکان، اساتید، هنرمندان، ورزشکاران و... و در برخورد و ملاقات با مردم می باشد تا این نگرش منفی ایجادشده نسبت به استفاده از زبان محلی از بین برود و آنها را به استفاده از آن ترغیب کند.
فرهنگ شفاهی هر ملت، سرمایه معنوی، و جزئی از هویت آن قوم است. منتها هر ملتی که هنر تبدیل فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب را داشته است حرف بیشتری برای گفتن دارد و در برابر گذر زمان ماندگارتر است. یکی از دلایلی که مردم زاگرس علی الخصوص مردم لرزبان نتوانسته اند از تمامی ظرفیتهای خود برای اثبات قابلیتهای فرهنگی خود استفاده نموده و آنرا بیان نمایند، عدم وجود فرهنگ نوشتاری است. زبان شناسان این دیار کاری بس بزرگ و ارزشمند را باید به انجام برسانند؛ کاری که کمتر بدان توجه شده است.علاقمندان فرهنگ و تاریخ لر بایستی با ایجاد رسم الخط مشترک و واحد برای این زبان، فرهنگ شفاهی آن را مکتوب نمایند.
جوامع لرزبان، در این دوران بیش از هرچیز به پوست اندازی فرهنگی در قالب یک رسم الخط مشترک نیاز دارند. اگر زبانشناسان و علاقمندان به این زبان در چندسال آتی نتوانند در این خصوص حرکتی موثر انجام دهند، مطمئنا زبان لری و فرهنگ آن -در این آشفته بازار که همه زبانهای محلی بر اساس پیش بینی های جهانی در آینده نزدیک در معرض نابودی هستند-، جزء اولین زبان هایی اند که نابود خواهد شد. لر شهرنشین و بی تفاوت بسیار مستعد فراموش نمودن فرهنگ لریست زیرا نه از تاریخ مکتوب برخوردار است و نه برجستگی های فرهنگی که وی بدان انتساب دارد برای وی و دیگرانی که وی را ترغیب به فراموشی می نمایند بسط و توضیح داده شده است. آن هم در هجوم ماهواره و تکنولوژی و نیش زخم ها و هجمه های بی رحمانه رسانه ای که بی مهابا برای خندان مخاطبان خود تنها به استهزای لر پرداخته است. فرزندان قوم لر تا دیر نشده است باید کاری کرد و گرنه لری یکی از اولین زبانهایست که تا بیست سال آینده دچار زوال خواهد شد. و از پیشتازان نابودی زبانهای محلی در دنیا خواهد بود.
در نهایت باید گویشوران لرزبان به این نتیجه برسند که استفاده از زبان لری مایه خجالت و شرمندگی و نشانه عقب ماندگی نیست. و در مقابل صحبت کردن به زبان فارسی نمی تواند به تنهایی مایه افتخار و نشان از تمدن و فرهیختگی باشد. آنچه فرهنگ گذشتگان را به نسل حاضر پیوند می زند و آیندگان را از ارزش ها و باورهای نسل حاضر مطلع می سازد، زبان است. از این رو مرگ زبان تنها از میان رفتن یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه مرگ یک فرهنگ با تمام گذشته و دیرینگی آن و مرگ یک ملت با تمام هویت قومی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی آن است. زوال یک زبان، مرگ یک هویت است.
*پزشک
پی نوشت:
1 و 2. بشیرنژاد، حسن. "زبان های محلی ایران و خطر انقراض" فرهنگ مردم ایران: شماره 5 و 6.
3. ذوالفقاری، سیما. "گویش بختیاری، بقا یا زوال؟" پایان نامه کارشناسی ارشد: تهران، 1376.
فراسو، فصلنامهای است مستقل که در زمینه مسائل فرهنگی، اجتماعی به شیوه تحلیلی، پژوهشی با نگاهی ویژه به شهرستانهای ممسنی و رستم به ارائه مطلب میپردازد.